عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

64

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

دويّم براي قتل هم اجماع بود . پس معلوم شد كه اجماع ايشان بر باطل بود . و نيز اجماع كردند به خلافت معاويه و يزيد و ساير ملوك بني اميّه با آن كه جمله مخالفان گويند : والشَّجَرَةُ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقرآنِ ايشان بودند - يعني بنياميّه - و مع هذا اجماع كردند به خلافت ايشان ، و مع ذلك آن ملاعين اظهار تبرّا و لعنت خاندان محمّد عليهم السلام كردند ، و ذرّيّه طاهره را ميكشتند و فتوي ميدادند به خون و مال ايشان ، و رسول صلّى الله عليه و آله گفت : حُرمةُ مالِ المُسلم كحُرمَةِ دَمِهِ ، يعني : چنان كه خون مرد مسلمان حرام است ريختن ، مال وي بردن هم‌حرام است . اگر خون بود اين است كه معلوم شد ، و اگر مال بود اين است كه معلوم است كه خمس ايشان باز گرفتند ، و اگر قرين عترت بود كتاب خدا بود . وليد خليفه كه اين طايفه اجماع كردند به خلافت او ، بفرمود تا قرآن را تيرباران كردند در مقام هدف ، و سبب اين آن بود كه روزي آن لعين براي سببي فال برگرفت از قرآن ، اين آيه برآمد : وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ( ابراهيم : 15 ) . ثانياً و ثالثاً هم اين فال برآمد . در خشم شد و اشارت كرد به قوّاد و بطارقه تا آن قرآن را به هدف ساختند و تيرها ميزدند تا پاره پاره شد ، و اين نظم جمع ميكرد : [ حياة الحيوان الكبرى : 1 / 108 ] أتوعدنى بِجَبَّارٍ عَنِيدٍ فَهَا أنَا ذَاكَ جَبَّارٌ عَنِيدٌ إِذَا مَا جِئْتَ رَبَّكَ يَوْمَ حَشْرٍ فَقُلْ يَا رَبِّ مَزَّقَنِي الْوَلِيدُ يعني : تو مرا ميترساني به جبّار عنيد ؟ اين جبّار عنيد منم . چون روز قيامت به نزديك خداي خود برسي بگو كه : وليد مرا پاره پاره كرد . و رسول صلّى الله عليه و آله كه از دنيا بيرون ميشد گفت : إنّي تاركٌ فيكُمُ الثّقَلين كتاب الله و عترتي ؛ [ مسند احمد : 3 / 17 ] يعني : دوچيز بزرگ به شما ميگذارم : كتاب خدا و عترت خود . به زعم‌خصم اجماع كردند به روز اوّل براي رفع و دفع خمس ايشان و منع و غصب امامت ايشان . روز دويّم اجماع بكردند براي قتل عترت و نهب مال ايشان و أسرِ اهل بيت رسول ؛ و روز سيّم